محمد الريشهري
51
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
وى يا به عبارتى ، ادّعاى مهدويتش ، اختلاف نظرهايى بين 828 تا 840 و 844 ق هست . « 1 » پسر وى مولى على هم كه در زمان اخير ، پدر بر وى تسلّط يافته بود ، مدّعى شد كه روح مطهّر امام على عليه السلام در وى حلول كرده و الحال ، امامِ زنده است ! براى همين ، به عراق عرب تافت و مشاهد مقدّسه را غارت كرد و در آن عتبات ، نهايت بىادبى را به جاى آورد . « 2 » كلام المهدى بربافتههاى سيّد محمّد فلاح در سال 865 ق است كه به صورتى نامنظّم در بارهء ادّعاهاى خود و ديدگاهايش ، مطالب مفصّلى را بيان كرده است . اين اثر - كه به صورت مخطوط مانده - ، يكى از بهترين نمونههاى تبديل شدن يك مهدى به يك شبهپيامبر با كتاب مقدّس جديد است كه بعدها در بارهء باب هم محقّق شد . اين قبيل جريانها ، وقتى از بدنهء امّت جدا مىشوند ، نياز به متن مقدّس جديد دارند ، چنان كه همين تجربه در بارهء گروههاى غالى ديگر در ايران نيز تكرار شده است . 26 . سيّد محمّد نوربخش ( م 869 ق ) محمّد بن عبد اللَّه نوربخش در اصل ، قائنى و از پدرى سيّد و مادرى ترك است كه مىگويند : همراه سيّد محمّد فلاح ، شاگردى ابن فهد حلّى را داشت . در اين باره ترديدهايى وجود دارد ، امّا ادّعاى مهدويت ، آن چنان كه بعدها گفت ، از همان آغاز
--> ( 1 ) . ر . ك : مجالس المؤمنين : ج 2 ص 395 - 400 . ( 2 ) . در مجالس المؤمنين ( ج 2 ص 400 ) افزوده كه مولى على ياد شده ، به آن ادّعا اكتفا ننموده ، ادّعاى خدايى نيز كرد . قاضى شوشترى در جاى ديگر آورده است : روايت است كه در ايّامى كه سيّد قاسم نوربخش به هرات رفت ، روزى سيّد ابراهيم مشعشعى در مجلس يكى از اكابر نشسته بود كه سيّد قاسم در آمد و خواست بر سيّد ابراهيم تقدّم نمايد . [ وى ] دست سيّد قاسم را گرفته ، نگاه داشت و گفت : سبب ارادهء تقدّم بر من چيست ؟ اگر به سبب سيادت است ، در ما هر دو مشكوكٌ فيه است و اگر باعث ، دعوىهاى بى معناست ، پدر تو دعوى مهدويت كرد و پدر من دعوى خدايى نمود ، و اگر فضيلت است ، بگو تا بشنويم . سيّد قاسم خجل شد . به طرفى ديگر بنشست ( مجالس المؤمنين : ج 1 ص 523 ) .